جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
822
تحفة الملوك ( فارسى )
تصديعات آن متألم نگردند ؛ چونكه وارد شده است كه گريهء او در چهار ماه لا إله الّا اللّه است و در چهار ديگر صلوات بر پيغمبر و آل او و در چهار ديگر دعا نمودن از براى پدر و مادر است « 1 » ؛ و در حديث ديگر تا هفت سال لا إله الّا اللّه و بعد از آن استغفار از براى مادر و پدر است . « 2 » و ايضا چونكه طفل فرستاده و وديعهء خداوند است پس بايد كه هركس كه عاقل و خداپرست و از اهل محبت و عبوديت مر خداوند است گريه و ساير تصديعات طفل را مثل ساير بلاها و محنتهايى كه از جانب خداوند بر اينكس وارد مىآيد به جان قبول كند و منّت مر خداى را داند و به طيب نفس متحمل شود و بر آن صبر نمايد . بلى ، اهل كام و ناز را در كوى رندان راه نيست * رهروى بايد جهانسوزى نه خامى بىغمى در طريق عشقبازى امن و آسايش خطاست * ريش باد آن دل كه با داغ تو جويد مرهمى « 3 » تحفه : [ 20 ] ، [ آداب رعيتدارى فرزند ] و بايد دانسته شود كه ولىّ و مدبر اصلى و اوّلى طفل ، پدر است نه مادر ؛ چونكه دانسته شد كه زنان را به سبب ضعف عقول بهره از تدبير و توليت در امور نمىباشد . و تمام نفقات و اخراجات كه در اوقات تربيت و تأديب طفل لازم است و در كار مىباشد اولّا ايضا بر مال پدر لازم مىباشد و تعلق مىگيرد اگر كه طفل مالدار نباشد و الا بر مال خود طفل تعلق مىگيرد ، اما چونكه مادر ارفق و مهربانتر و شير آن به طبع طفل ارفق و گواراتر است ، پس اگر خواهش شير دادن طفل خود را داشته باشد هر آينه او احق و اولى و اقدم بر غير است ؛ و لكن از آنجايى كه نفقهء طفل اولا بر خود طفل است اگر كه مالدار باشد و الا ثانيا بر پدر غنى و مالدار است ، پس اگر مادر حره باشد و كنيز اينكس نباشد و مطالبهء اجرت شير دادن خود را از مال آنها بنمايد هر آينه مىتواند ، و اجرت دادن بر آنها ، واجب است هرچند كه زياد بر اجرت المثل
--> ( 1 ) . علل الشرايع ، ص 81 ، باب 73 ، ح 1 و صدوق ، توحيد ، ص 331 ، ح 10 . ( 2 ) . اصول كافى ، ج 6 ، ص 52 و 53 ، باب النوادر ، ح 5 . ( 3 ) . ديوان حافظ ، ص 331 ، رقم 470 ؛ در مصدر تقدم و تأخر دارد .